اي تو مظهر زيبايي ها ، اي تو هم سفر جاده هاي بي پايان زندگي با من بمان
اي تو به وسعت دشت عشق با ماندنت با من ، مرا كه عاشق و پر از نيازم ،
مني كه خاموش و بي نورم ، مني كه سرد و خاموشم را به زندگي اميد وار كن...
اي تو ساحل عاشقي ، اي كه اشك هاي روي گونه هايت مانند
شبنمي با برگ گل است ، اي كه ساده ي نفس هايت ترنم امواج درياي عشق است ،
اي كه كلامت به شيريني شهد چشمهاي بهشتي است با من بمان...
با مني كه همن كوير تشنه و بي جانم ، مني كه شاخه خشكيده و
مني كه خسته و خرد از زندگيم آرام كن بمان اي همسفر جاده هاي خسته و خاليم
با من بمان و در اين راه پر فراز و نشيب زندگيم بهترين
همسفر و همدم و فرشته ي نجات من باش ....
بمان تا با هم از حادثه ها بگذريم از پلي كه بر روي دره هاي بي مهري جدايي
مي باشد عبور كنيم تا به مقصدمان كه خانه دل گل سرخ است برسيم...
اي تويي كه حون عاشقي را در رگ هاي سرد و خشك من جاري ساختي
اي تويي كه نفسي دوباره به زندگيم دادي اي تويي كه حال و هواي دوباره به
دنیای عشق من دادی با من بمان...
بمان تا ديگر بر نام عشق نفرين نگويم بمان تا ديگر عشق را در ذهنم پوچ و
بي معني ندانم .عشق اگر همان قصه ها باشد كه تو با من گفتي واقعي ست
عشق اگر به شيريني عشق ليلي و مجنون باشد واقعي ست پس بيا ،
بيا با من بمان تا با هم قصه اي ديگر در صحنه ي روزگار بر جا بگذاريم و
ما همان ليلي و مجنون دمد قصه ها و افسانه ها شويم.
بيا ما حتي از ليلي و مجنون حادثه ساز تر عاشق تر و ديوانه تر باشيم
اي تويي كه با اراده و اطمينان همسفرم شدي و با احساسي پاك و پر از عشق
پا بر اين جاده ي پر فراز زندگيم گذاشتي تا پايان راه با من باش و دستت
را از من جدا نكن مرا در اين جاده ي تشنه و پر از درد رها مكن مرا تنها مگذار
عزيزم قلب مرا آرام كن زيباترينم به من اميد بده كه به آن مقصدي
كه در آرزو ها داريم و مي خواهيم ، خواهيم رسيد...
اي مظهر زيبايي اي گل شقايقي كه در جاي جاي دلم روييدي
با من تا ابد بمان
|