تبليغاتX
ادبی


ادبی






آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

عشق از نگاه ویلیام شکسپیر

دو نفر که همديگرو خيلي دوست داشتند

 و يک لحظه نمي تونستند از هم جدا باشند،

 با خوندن يک جمله معروف

از هم جدا مي شوند

 تا يکديگر رو امتحان کنند

 و هر کدام در انتظار ديگري،

 همديگرو نمي بينند.

 چون هر دو به صورت اتفاقي

 به جمله معروف

ويليام شکسپير بر مي خورند:

 « عشقت را رها کن،

اگر خودش برگشت،

مال توست

و اگر برنگشت

 از قبل هم مال تو نبوده !»


نويسنده: محمد لطیفی مورخ: یکشنبه هفدهم تیر 1386 در ساعت: 19:27
|+|

آرزو دارم ...

آرزو دارم شبي عاشق شوي.

 آرزو دارم بفهمي درد را.

 تلخي برخوردهاي سرد را.

 مي رسد روزي که

 بي من لحظه ها را سر کني.

 مي رسد روزي که

 مرگ عشق را باور کني.

 مي رسد روزي که

 شبها در کنار عکس من

 نامه هاي کهنه ام

را مو به مو از بر کني


نويسنده: محمد لطیفی مورخ: یکشنبه هفدهم تیر 1386 در ساعت: 10:32
|+|

عشق من برای دیگری

عاشق هرکس شدم او شد نصيب ديگري

...

دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجري

...

من سخاوت ديده ام دل را به هرکس مي دهم

...

شر م دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام


نويسنده: محمد لطیفی مورخ: شنبه نهم تیر 1386 در ساعت: 18:43
|+|

ای کاش بودی و ...

کاش بودی ومیدیدی

 

که چقدر در نبودنت بی قرارم

 

کاش با ان همه نفرت ترکم نمیکردی

 

 کاش میدانستی که دستانم

 

هنوز انتظار دستانت را می کشد

 

 کاش میدانستی

 

 که هنوز هم عاشقانه دوستت دارم


نويسنده: محمد لطیفی مورخ: شنبه نهم تیر 1386 در ساعت: 18:41
|+|

خون دل

اين همه خوني که دنيا در دل ما مي کند

......

جاي ما هر کس که باشد ترک دنيا مي کند

......

هر زمان گويم که فردا ترک دنيا مي کنم

 ......

تا که فردا مي رسد امروز و فردا مي کنم


نويسنده: محمد لطیفی مورخ: شنبه نهم تیر 1386 در ساعت: 18:37
|+|

روز مبادا

مثل هميشه

آخر حرفم و حرف آخرم

 را با بغض مي خورم عمري است

لبخند هاي خود را در دل ذخيره مي کنم

و ميگويم : باشد براي روز مبادا !

 اما افسوس

در صفحه هاي تقويم

روزي به نام روز مبادا نيست

آن روز هر چه باشد

روزي شبيه ديروز

روزي شبيه فردا

روزي درست مثل همين روزهاي ماست

اما کسي چه مي داند ؟

شايد امروز همان روز مبادا باشد


نويسنده: محمد لطیفی مورخ: دوشنبه چهارم تیر 1386 در ساعت: 7:51
|+|

تنهایی و عشق

در عشق اگر عذاب دنيا بکشي

 

با اشک به ديده طرح دريا بکشي

 

تا خلوت من هزار غربت باقي ست

 

 تنها نشدي که درد تنهايي بکشي


نويسنده: محمد لطیفی مورخ: دوشنبه چهارم تیر 1386 در ساعت: 7:48
|+|

زیبا برقص

شايد زندگي آن جشني نباشد

 

 که آرزويش را داشتي

 

 اما حال که به آن دعوت شده اي

 

تا مي تواني زيبا برقص


نويسنده: محمد لطیفی مورخ: دوشنبه چهارم تیر 1386 در ساعت: 7:47
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.b-a-h-a-r-2-0.sub.ir & +SMSFARSI+