تبليغاتX
ادبی


ادبی






آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

مبعث خاتم الانبیا

 

محمّد مصطفی

را به محظر آقا امام زمان

 ونایب بر حق ایشان

 رهبر معظم انقلاب اسلامی

 آیت الله خامنه ای 

و تمامی مسلمین جهان

 تبریک وتهنیت عرض مینمایم


نويسنده: محمد لطیفی مورخ: سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 در ساعت: 10:3
|+|

 

عشق اولم توبودی باتومن عشقوشناختم

 ای توعشق اخرينم رفتی ودردوشناختم

باتوروياهاموساختم باتوزندگيموساختم

ازكسی گلايه ای نيست

 اگه باختم به توباختم

 هركسی بعدتواومد خلوت منوبه هم زد

 توروبازبه يادم اورد اگه ازعاطفه دم زد

 نزاركه عشق من و تو اينجا به اخربرسه

 بری تاازرفتن تومرگ منم سربرسه  


نويسنده: محمد لطیفی مورخ: شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 در ساعت: 14:50
|+|

لحظه دیدار

تو رو اون لحظه که ديدم به بهانه هام رسيدم از تو تصويري کشيدم که اونو هيچ جا نديدم تو رو از نگات شناختم

قصه از عشق تو ساختم تو رو از خودت گرفتم با تو يک خاطره ساختم


نويسنده: محمد لطیفی مورخ: جمعه بیستم مرداد 1385 در ساعت: 15:46
|+|

عشق یعنی....1

عشق يعني خاطرات بي غبار دفتري از شعر و از عطر بهار عشق يعني يك تمنا , يك ‏نياز زمزمه از

 عاشقي با سوز و ساز عشق يعني چشم خيس مست او زير باران دست ‏تو در دست او عشق يعني

ماتهب از يك نگاه غرق در گلبوسه تا وقت پگاه عشق يعني ‏عطر خجلت ....شور عشق گرمي دست تو در

آغوش عشق عشق يعني "بي تو هرگز ‏‏...پس بمان " تا سحر از عاشقي با او بخوان عشق يعني هر چه

داري نيم كن از ‏برايش قلب خود تقديم كن


نويسنده: محمد لطیفی مورخ: جمعه بیستم مرداد 1385 در ساعت: 15:21
|+|

دوستی

خدایا به هر آنکه دوستش میداری بفهمان که عشق از

 

زندگی کردن بهتر

 

است و به آنکه بیشتر دوستش میداری بفهمان که

 

دوست داشتن از عشق

 

بهتر است

 

تقدیم به همه عزیزانی که دوستدار عشقشان هستند


نويسنده: محمد لطیفی مورخ: دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 در ساعت: 10:54
|+|

                                     از دل افروز ترين روز جهان، خاطره اي با من هست.

به شما ارزاني

سحري بود و هنوز، گوهر ماه به گيسوي شب آويخته بود .

گل ياس، عشق در جان هوا ريخته بود .

من به ديدار سحر مي رفتم

نفسم با نفس ياس درآميخته بود .

مي گشودم پر و مي رفتم و مي گفتم :

 هاي ! بسراي اي دل شيدا، بسراي .

 اين دل افروزترين روز جهان را بنگر !

تو دلاويز ترين شعر جهان را بسراي !

 آسمان، ياس، سحر، ماه، نسيم، روح درجسم جهان ريخته اند،

شور و شوق تو برانگيخته اند،

تو هم اي مرغك تنها، بسراي !

همه درهاي رهائي بسته ست،

 تا گشائي به نسيم سخني، پنجره اي را، بسراي ! بسراي ...

 من به دنبال دلاويزترين شعر جهان مي رفتم !

در افق، پشت سرا پرده نور

 باغ هاي گل سرخ، شاخه گسترده به مهر، غنچه آورده به ناز،

دم به دم از نفس باد سحر؛ غنچه ها مي شد باز .

غنچه ها مي رسد باز،

باغ هاي گل سرخ، باغ هاي گل سرخ،

 يك گل سرخ درشت از دل دريا برخاست !
چون گل افشاني لبخند تو، در لحظه شيرين شكفتن !

خورشيد ! چه فروغي به جهان مي بخشيد !

چه شكوهي ... !

همه عالم به تماشا برخاست !

من به دنبال دلاويزترين شعر جهان مي گشتم !

دو كبوتر در اوج، بال در بال گذر مي كردند .

 دو صنوبر در باغ، سر فرا گوش هم آورده به نجوا غزلي مي خواندند .

مرغ دريائي، با جفت خود، از ساحل دور رو نهادند به دروازه نور ...

چمن خاطر من نيز ز جانمايه عشق،

در سرا پرده دل غنچه اي مي پرورد، هديه اي مي آورد

برگ هايش كم كم باز شدند !

برگ ها باز شدند :

  يافتم ! يافتم ! آن نكته كه مي خواستمش !

 با شكوفائي خورشيد و ، گل افشاني لبخند تو، آراستمش !

 تار و پودش را از خوبي و مهر، خوشتر از تافته ياس و سحربافته ام :

(( دوستت دارم )) را من دلاويز ترين شعر جهان يافته ام !

 اين گل سرخ من است !

دامني پر كن ازين گل كه دهي هديه به خلق،

كه بري خانه دشمن ! كه فشاني بر دوست !

 راز خوشبختي هر كس به پراكندن اوست !

در دل مردم عالم، به خدا، نور خواهد پاشيد، روح خواهد بخشيد

تو هم، اي خوب من ! اين نكته به تكرار بگو !

اين دلاويزترين حرف جهان را، همه وقت،

 نه به يك بار و به ده بار، كه صد بار بگو !

 « دوستم داري؟ » را از من بسيار بپرس !

  « دوستت دارم» را با من بسیار بگو  ! 

       

  فریدون مشیری

برگرفته شده از وبلاگ آفتابگردان


نويسنده: محمد لطیفی مورخ: یکشنبه پانزدهم مرداد 1385 در ساعت: 10:50
|+|

dokhtare ye doostpesari dasht ke asheghe oon bood.dokhtare hamishe

 migoft:age man cheshmamo dashtam va bina boodam hamishe ba oon

 mimoondam.ye rooz yeki peyda shod ke be oon dokhtar cheshmasho

 bede,vaghti dokhtare bina shod did ke doostpesaresh koore.behesh goft:man

 dige toro nemikham,boro.pesare ba narahati rafto va ye labkhande talkh

 behesh zado goft:moraghebe cheshmaye man bash


نويسنده: محمد لطیفی مورخ: یکشنبه هشتم مرداد 1385 در ساعت: 17:59
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.b-a-h-a-r-2-0.sub.ir & +SMSFARSI+