|
این متن یکی از دوستان گل برام گذاشته بودن من هم برای استفاده عزیزان براتون نوشتم من که خیلی خوشم اومد امیدوارم که شما هم خوشتون بیاد با تشکر از دوست عزیزم خانم الهه شرقی
از من بريده ای و صدايم نمی کنی چون درد در منی و رهايم نمی کنی گم گشته ام ميان تماشای چشم تو از اين جنون تلخ جدايم نمی کنی هر شب چو باد می وزم از داغ ياد تو آخه چرا؟ چه شد که دعايم نمی کنی
منتظر متن های قشنگ دیگر دوستان هستم
|